تبليغاتX
حجاب غیبت

شنبه 1387/01/10

سفرنامه

یـاران چـــه غــریبانه      رفتند  از  این خانه

هم سوخته شمع او      هم سوخته پروانه

دلا دلا آمدم از سرزمین نور ولی تو ماندی و خوش به حال تو که هنوز در فکه و طلائیه و شلمچه و... سیر میکنی

آری من بی دل شدم و آمدم . آنگار در رویا بودم و بس . اصلا این من بودم رفتم یا نه ؟؟؟ این نه حرف من بلکه حرف تمامی دوستان و زائرین کرب و بلاهای ایران ست

می خواهم براتون بگم ولی نمی دونم چی بگم و چطوری بگم اصلا از کجا بگم؟؟؟؟؟؟؟

از مهران بگم ؟؟ که راوی میگفت از خاک متقل شهدا ی اونجا به لال مادر زاد دادن به حرف اومده .

از شرهانی بگم که رفتم و مستقیم رفتم تو معراج و دیدم داداش اونجا نیست بگم که جای داداشم خالی بود بگم که داشتم دق میکردم نمیدونید که چه حال عجیبی داره شرهانی حالا فکر کن روی اون و حال و هوا جای خالی داداش هم رو دلم سنگینی می کرد .

عشقم اینه که صلاة ظهر فکه باشم که باز هم شهدا منت گذاشتند و جور شد . میدونید چرا دوست دارم سر ظهر اونجا باشم؟ آخه به فکه میگن کربلای ایران آفتابش خیلی سوزانه خیلی از شهدا ی اونجا با لب تشنه شهید شدند . وقتی اونجا میری انگاری کربلایی . خلاصه دوست دارم آفتاب داغ بخوره تو سرم مخم جوش بیاره تا برسم مقتل شهید آوینی و بعدش مقتل شهدا . سعی بجا آوردم صفای مقتل آوینی را تا مروه مقتل شهدا .

قدمهام رو که بر می داشتم نمیدونستم روی زمین می ذارم یا توی آسمانها سیر میکنم ، وقتی از یادمان بی رون اومدم دیگه رو پاهام بند نبودم خودم رو حسینیه رسوندم و ....

خدایا این چه زمینیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه جز رمل و بیابون بی آب و علف چیز دیگه ای هم داره؟؟؟؟؟؟؟؟ آره داره حتما داره حتمی شهدایی زیر این خاکها خوا بیدن

چی می کنند شهدا با دلهامون و حتی با عقلهامون که سر سال نویی به جای اینکه اتو کشیده بشینیم کنار سفره هفت سین میام خودمون رو میندازیم روی این خاکها ، به جای اینکه بخندیم اشک میریزیم

نمی دونم نمیدونم

چزابه با اون حرم شهدای گمنامش ( که با حصیر و نی درست شده ) با اون ضریح آسمونیش دل رو میبره به عرش

Click for Full Size View

از دهلاویه بگم که هنوز بوی چمران رو میده ؟ هنوز عزا دار از دست دادن اون مرد بزرگ دکتر مصطفی چمران ست

Click for Full Size View

از هویزه بگم که باز داغش موند رو دلم و نتونستم خیلی اونجا بمونم از علم الهدی بگم که قبر مادرش بالا سرشه ؟؟؟؟ از بقیه شهدای اونجا بگم که آروم هستند و آرامش بخش؟؟؟

qwawyj7k6ugguqgre1bl.jpg

و حال شلمچه ، و سال تحویل و حسینیه شلمچه و صدای حاج مهدی سلحشور . همه با هم چه شود که خدا قسمت همتون بکنه انشاالله .

نمازمغرب و عشا هم کنار اروند رود و یادمان شهدا و عشق و صفا وای خدای من که چه نمازی بود و چه غروب دل انگیزی .

 

و این داستان ادامه دارد........  

نوشته شده توسط منتظر در 10:39 |  لینک ثابت   •